مبانی نظری مفهوم عقل

دسته: علوم انسانی

فرمت فایل: docx

حجم فایل: 69 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 32

پیشینه ومبانی نظری پژوهش مفهوم عقل

توضیحات: فصل دوم پژوهش کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع: فقط درون متنی

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت docx

قسمتهایی از متن مبانی نظری و پیشینه

در کتاب های معروف لغت عرب، واژه ی عقل در معانی قلب، تمیز، تأمّل، قلعه و حصن، دیه، قوّه و استعدادی که با آن آگاهی و علم تحقق می یابد، ذکر شده است. (احمدبن فارس، 1404ق، ج 4، صص 71-70). به علاوه عقل به عنوان وسیله ی تفکّر و استدلال و ترکیب تصوّرات و تصدیقات آمده است. عقل

در زبان عربی از حیث مفهوم، با عِقال تناسب دارد. (فراهیدی، 1414 ق، ج9، ص253). و عِقال به معنای زانو بندِ شتر (ابن منظور، 1416 ق، ج 9، ص327). بندی است که به وسیله ی آن شتر سرکش بسته و طغیانگری اش مهار می شود، و از این جهت عقل نامیده شده است که سر کشی غرایز و هوس ها بند می نهد و زانوی غضب و شهوت سرکش را می بنددو عِقال می کند (جوادی آملی، 1370، ص 70). راغب در المفردات می نویسد: «اصل عقل، امساک و نگهداری وضع چیزی است و به دو چیز گفته می می شود: اوّل، به قوّه ای که آماده قبول دانش است که اگر انسان نداشته باشد، تکلیف از او ساقط است. دوم، به عملی که انسان به وسیله این قوّه کسب می کند و این همان چیزی است که قرآن کافران را به خاطر تعقّل نکردن، مذمّت کرده است» (مرزوقی و صفری، 1386). معنای واژه عقل به اختصار چنین است:

«نیروی تشخیص و باز شناخت حق از باطل در قلمرو شناخت های نظری، و خیر از شر در قلمرو شناخت های عملی، و بازدارنده از سیئات و سوق دهنده به حسنات» (بهشتی، 1389، ص 89). در قرآن کریم واژه عقل به کار نرفته است ولی مشتقّات فعلی آن فراوان به کار رفته است. چنان که در قرآن فعل «تَعقِلون» 3 مرتبه، فعل «یَعقِلون» 2 مرتبه، فعل «یَعقِلُ» 1 مرتبه، فعل «نَعقِلُ» 1 مرتبه و بالاخره فعل «عَقَلوه» نیز 1 مرتبه، به کار رفته است. در مجموع مشتقّات فعلی عقل، 49 مرتبه در قرآن به کار رفته است. علّامه طباطبایی درباره علّت به کار نرفتن واژه ‘عقل’ در قرآن فرموده: «گویا لفظ عقل به معنای معروف امروزی از اسم های مستحدث بالغلبه است به همین دلیل در قرآن به شکل اسمی استعمال نشده است». (رفیعی، 1385) در المنجد، عقل به معنای «درک» آمده است و عقل به عنوان نور رحمانی در نظر گرفته شده است که نفس با آن اموری را درک می کند که با حواس ادراک نمی کند (المنجد، ص52، به نقل از مرزوقی و صفری، 1386). فیروز آبادی در قاموس المحیط می گوید: عقل نوری روحانی است که به وسیله آن نفس انسان، علوم ضروری و نظری را به دست می آورد (فیروز آبادی، 1991 م، ص 9520؛ به نقل از ناصح و ساکی، 1387). علّامه مجلسی در بحار الانوار (جلد 1) در بیان معانی اصطلاحی عقل می نویسد، عقل در اصطلاح به امور زیر اطلاق می گردد: عقل عبارت است از قوّه ادراک خیر و شر و سبب تمییز بین

آن دو، و به وسیله عقل می توان اسباب امور را شناخت و به آنها معرفت پیدا کرد و هم چنین به چیزهایی که به عقل منجر می شود و یا از دستیابی به عقل مانع می شود، معرفت یافت و عقل بدین معنا ملاک تکلیف و ثواب و عقاب است. عقل قوّه ای است که مردم آن را برای نظم دادن به امور زندگانی خویش به کار می برند. پس اگر موافق قانون شرع بوده و شارع آن را نیکو شمرده باشد، «عقل معاش» نامیده می شود؛ امّا اگر در امر باطل و حیله ای فاسد به کار رود، شرع مقدّس آن را «شیطنت» می نامد

  • مفهوم عقل
  • مبانی نظری مفهوم عقل
  • پیشینه ومبانی نظری پژوهش مفهوم عقل
  • مبانی نظری وپیشینه تحقیق مفهوم عقل
  • عقل
  • مبانی نظری پژوهش مفهوم عقل
  • پیشینه نظری پژوهش مفهوم عقل
  • پژوهش مفهوم عقل

لینک دانلود ...